شاهنشاهی هخامنشیان
شاهنشاهی هخامنشیان
(ح.۳۳۰ - ۵۳۰ پیش از میلاد)
پادشاهان این دودمان از قوم قدرتمند پارس بودند و تبار خود را به هخامنش میرساندند که سرکردهٔ خاندان پاسارگاد از خاندانهای پارسیان بودهاست. هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با متحد ساختن اقوام فلات ایران تحت یک لوا، کوروش بزرگ، شاه خوشنام و مقتدر هخامنشی شکستی بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد فرو ساخته و سپس با گرفتن لیدیه، بابل و دیگر سرزمینها، پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی (۳۳۱-۵۵۹ ق.م.) شد که قلمرو خود را در اوج قدرت بر سه قاره گسترانیده بود:
- از لیبیا، مصر و عربستان سعودی در جنوب،
- تا آسیای صغیر (ترکیه امروزی) در غرب،
- تا شبهجزیرۀ بالکان و دریای سیاه در شمال،
- تا افغانستان و پاکستان امروزی در شرق.
از نظر وسعت زمین، شاهنشاهی هخامنشیان پهناورترین امپراتوری بود که دنیای باستان تا ۳۳۰-۳۳۱ پیش از میلاد شناخته بود، یعنی زمانیکه این امپراتوری بدست اسکندر مقدونی در طی لشکرگشاییهایش از مدیترانه بسوی شرق، و از طریق افغانستان تا هند فرو میپاشد. شهر اصلی و پایگاه قدرت هخامنشیان در شمال افغانستان شهر بلخ (پارسی باستان: باختریش) بود، که براستی یکی از کهنترین شهرها و تمدنهای آن منطقه محسوب میشود و باختر (بلخ) به احتمال قوی زادگاه فیلسوف و عارفی بنام زرتشت است، که بدینترتیب افغانستان زادگاه آیین مزدیسنا (زَرتُشتی) است، یکی از کهنترین آیینهای یکتاپرستی روزگار که هنوز پیروانی دارد و برای بیش از دوازده قرن، از دوران هخامنشیان تا آمدن اسلام، یکی از آیینهای مهم شمرده میشد. اینکه هخامنشیان چگونه افغانستان و سرزمینهای شرقی دیگر را فتح کردند نامعلوم است. بگفتۀ پلینی (در Naturalis Historia/دانشنامهٔ تاریخ طبیعی، در کتاب ششم، فصل ۹۲)، در سدهٔ ششم پیش از میلاد، کوروش بزرگ، قلمروی فرمانروایش را به سرزمینهای شرقی گستراند. وی از مسیر پاروپامیز به سوی باختر پیش میرود و در سر راهش کاپیسا (شهری باستانی در شمال کابل) را ویران میکند (کاپیسا دوباره بدست داریوش بزرگ آباد شد). سپس گنداره (سانسکریت: گندهارا) را تسخیر و از آنجا رهسپار سرزمین زرنگ (سیستان) شده و مردم آریاسپ آنجا را زیر فرمان خود در میآورد. بگفتهٔ هرودوت، تاریخنگار یونانی، تسخیر سرزمینهای آسیای میانه به دست کورش بعد از شکست سرزمین لیدی در ۵۴۷ پیش از میلاد و قبل از لشکرکشی به آشور در ۵۳۹ پیش از میلاد روی دادهاست.[۴۴]
هخامنشیان شاهنشاهی خود را به چند بخش تقسیم کرده و هر کدام را بیک خَشثْرَپاون (واژهای پارسی باستانی؛ یونانی: ساتراپ؛ "والی" یا "شهربان") میسپردند و برای هر قسمت یک مالیات جنسی و نقدی مقرر میداشتند. مالیات سالانهای که این ساتراپها به شاهنشاه هخامنشی میپرداختند در حجاریهای پِلِکان (زینه) روبهمشرق کاخ آپادانا در تخت جمشید (پارسی باستان: پارسه؛ یونانی: Persepolis/پِرسِپولیس)، واقع در جنوب ایران، که در اوایل سدۀ ششم پیش از میلاد کندهکاری شدهاند، ترسیم شده است. (نگارههای زیر را ببینید.) بر روی این پلکان باستانی، مجموعهای باشکوه از تصویرهای کندهکاریشده که در حال پرداخت مالیات به شاهنشاه هخامنشی هستند، به ما درک مفصل بهتری از مردمان آن روزگار، نوع چهرههای آنها، پوشاک آنها، تجهیزات آنها، و جزئیات دیگر میدهند و در درک ما از مناطق مختلف شاهنشاهی هخامنشی کمک میکنند. هر ساتراپ، سالانه میبایست به تخت جمشید سفر میکرد تا این مالیات را همراه با هدایایی که مختص به صنعت همان منطقه بود به شاهنشاه پرداخت کند. نقش پنج ساتراپ از افغانستان با ویژگیهای فردی و پویایی در میان این ساتراپها ترسیم شدهاست. این نقوش حجاریشده یکی از کهنترین نقوش بجایمانده از افغانهاست. (رجوع شود به سه نگارۀ زیر.)
داریوش بزرگ در سنگنبشتهٔ بیستون نام چند سرزمین تابع هخامنشیان (پارسی باستان: خَشثْرَپاوه؛ یونانی: ساتراپی؛ "شَهرَب"، "استان" یا "ولایت") را آورده که افغانستان امروزی را شامل میشدند:[۴۵]
| ترتیب | نام سرزمین به پارسی باستان | نام لاتینی | موقعیت | پایتخت | ساتراپهای برجسته |
|---|---|---|---|---|---|
| ۱ | هَرَیوه | Aria | سرزمین هرات | آرتاکوانا (Artacoana) | ساتیبرزن/Satibarzanes*[۳] |
| ۲ | باختریش | Bactria | سرزمین بلخ | بلخ/زاریاسپا (Bactra/Zariaspa) | ماسیست/Masistes، بسوس/Bessus |
| ۳ | هَرَهُوَتیش | Arachosia | سرزمین رُخج، حوزهٔ قندهار | آراخوتی (Arachoti) یا کاپیشهکانیش (Kāpišakāniš)، بعدها الکساندروپولیس یا اسکندریه (Alexandropolis) یا همان قندهار امروزی | ویوانه/Vivâna، بَکَبَدوش/Bakabaduš، بارزانت/Barsaëntes |
| ۴ | زرنکه | Drangiana | سرزمین زرنگ یا سیستان، سرزمینی که دریاچه هامون و رود هلمند را دربرمیگرفته | زاریس (Zaris) یا فرادا (Phrada) | - |
| ۵ | ثتهگوش | Sattagydia | سرزمینی مابین هریوه و گنداره که از غزنی تا رود سند گسترده بوده | - | - |
| ۶ | گنداره | Gandhara | سرزمینی در منتهیالیه شمالغربی شبهقاره هند، مابین رود سند در شرق، رود کُنر در غرب، رشتهکوه هندوکش در شمال و رود کابل در جنوب. این نام نخستین بار در ریگودا در اواخر هزارهٔ دوم پیش از میلاد تحت عنوان گندهاری در عبارت گَندهارینام اَویکا (Gandhārīnām avikā) (یعنی 'میش گندهاری') آمدهاست. | پوروشاپورا (پیشاور)، تکشَشیلا (تاکسیلا/ Taxila) و پوشکَلَواتی (Pushkalavati) | - |
از میان این ساتراپیها، باختریش و هَرَهُوَتیش ساتراپیهای اصلی را تشکیل میدادند و ساتراپ باختریش بایست یک مقام مهم بوده باشد. ظاهرا تعداد زیاد آنها پسران شاه یا جانشینانشان مثیشته|mathišta بودهاست. بگفتهٔ هرودوت، تاریخنگار یونانی، در نبردهای سالامیس و ترموپیل بین سپاهیان هخامنشی و یونانی، در سپاهیان ایرانیان علاوه بر پارسیها و مادها، باختریها، هرویها، گنداریها و سکاها نیز شرکت داشتهاند.
یکی دیگر از مزایای فرمانروایی هخامنشیان بر افغانستان احداث جادۀ شاهی است، یک راه تجاری که از تخت جمشید (پارسه یا پرسپولیس) بسوی شرق، از طریق هرات تا قندهار (که در سال ۵۰۰ پیش از میلاد جای مُندیگک را گرفته بود) و آنطرفتر بسوی شرق و از طریق گذرگاه خیبر بسوی هند کشیده شده بود. این جادۀ شاهی یکی از مجموعه جادههایی را شکل میداد که بعدها جاده ابریشم نام گرفت.
ساتراپیهای شرقی در سر راه آسیای میانه، میانرودان و هند قرار داشتند. این سرزمینها همواره از سوی اقوام کوچنشین شمال خود تهدید میشدند. این هجومها دولت مرکزی را تضعیف میکرد و گاه دولت مرکزی جای خود را به دولتهای محلی میداد. شاهنشاهی هخامنشی در ۳۳۰ پیش از میلاد به دست اسکندر مقدونی برافتاد.
آثار برجسته از دوران هخامنشیان در شمال افغانستان (در گنجینه آمودریا در ۱۸۸۰ میلادی که بعقیدۀ موزیم بریتانیا از تخت کُواد در شمال آمودریا در تاجیکستان و در چندقدمی سرحد با افغانستان بدست آمده)، در تخت سنگین در نزدیکی تخت کُواد، در کابل (مسکوکات چمن حضوری در سال ۱۹۳۳) و در میرزَکَه (در ولایت پکتیا در سال ۱۹۴۷) بدست آمدهاند. گفتنی است که از میرزکه در حدود ۴٫۵ تُن سکه و حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ کیلوگرم آثار طلایی و نقرهای و ظروف ارزندهای بدست آمدهاست، که در جریان جنگهای داخلی افغانستان، بین سالهای ۹۳-۱۹۹۲ میلادی غارت شد و در پاکستان به نرخ بسیار نازل فروخته شد، که حدود ۶۰ درصد آن توسط یک سرمایهدار جاپانی (ژاپنی) خریداری شد که وی برای این گنجنیه توسط یک مهندس امریکایی در شهر کیوتو جاپان (ژاپن) موزیمی ساخت که بنام موزیم میهو (Miho Museum) مشهور است.[۴۶] در آلتینتپه، در نزدیکی مجموعه ساحات باستانی دشت دشلی، به فاصلۀ کمی از شمال بلخ، باستانشناسان بقایای شهری متعلق به دورۀ هخامنشیان را یافتند که در آنجا محل اداری بزرگ و یک محلۀ مسکونی شامل یک حیاط با چند سرستون، و یک حوض آب همراه با فواره قرار داشت، و احتمالا قرارگاه ساتراپ محلی باختر (بسوس) بوده است. شواهد روبنای سوختۀ ساحۀ آلتین نشان میدهد که آتشسوزی عظیمی در آنجا رُخ داده، که با استفاده از شیوۀ تاریخیابی با کربن-۱۴ این آتشسوزی در سال ۳۲۹ یا ۳۲۸ پیش از میلاد رخ داده، که با تاریخ بدام افتادن بسوس بدست اسکندر مقدونی در نزدیکی بلخ (Bactra) در تابستان سال ۳۲۹ پیش از میلاد مطابق است.
نویسنده وبلاگ عبدالاخیر علیزائی